مهم ترين و پركاربرد ترين اصطلاحاتي كه ضروري است روزنامه نگاران فارسي زبان به خاطر بسپارند در اين بخش جمع آوري شده است. اما گرد آوري تمام و كمال این اصطلاحات، كتابي به شكل يك فرهنگ جامع دو زبانه مي طلبد.
A
Abstract
چكيده مطلب يا مقاله
Access to information
دسترسي به اطلاعات
Accuracy
صحت و درستي خبر (از اصول خبرنويسي)
Advance
پيش خبر: خبري كه رخدادي در شرف وقوع را اطلاع مي دهد.
Advertising
تبليغات
Advertising agency
موسسه تبليغاتي
Alternative voice
در دنياي خبر و سياست به معني "صدايي ديگر" است كه به دليل حضور رسانه هاي قدرتمند، به سختي شنيده مي شوند.
Analysis
تحليل
Angle
زاويه ديد در خبر
Anonymous source
منبع ناشناس يا فردي كه روزنامه نگار نام او را فاش نمي كند.
Article
هر نوشته اي كه در روزنامه ظاهر مي شود؛ مقاله
Assignment
تكليف كاري: كاري كه سردبير به خبرنگار يا دبير خبر ارجاع مي دهد. مانند تهيه يك گزارش يا تنظيم يك خبر.
Audience
مخاطب
Audio-visual media
رسانه هاي شنيداري-ديداري
Author
نويسنده
B
Background
پيشينه خبر: اطلاعاتي كه از خبر قديمي تر است و طرح آن به مخاطب كمك مي كند تا درك بهتري از موضوع مورد بحث داشته باشد.
Balanced
متعادل: خبري متعادل است كه همزمان ديدگاه هاي مخالف يكديگر را پوشش مي دهد. يعني فضا و زماني نسبتا برابر در اختيار جناح هاي رقيب قرار مي دهد تا ديدگاه هايشان مطرح شود.
Beat
حوزه اي كه خبرنگار به صورت منظم در آن فعاليت مي نمايد. مانند حوزه سياسي، ورزشي و غيره.
Biased
جانب داري همراه با تعصب از شخص يا گروهي خاص (از ضعف هاي خبر)
Bi-monthly
دو ماه نامه
Bi-weekly
دو هفته نامه
Biz (business)
نشانه اختصاري تجارت
Blind head
سرخط يا تيتر گنگ
Blind interview
مصاحبه با فردي ناشناس (فردي كه نامش فاش نمي شود)
Blog or weblog
فضايي كه در اينترنت به صورت رايگان قابل تهيه است و افراد از آن براي يادداشت نويسي يا اطلاع رساني استفاده مي كنند.
Blogger
فردي كه در يك بلاگ به صورت منظم مطلب مي نويسد.
Body
بدنه يا متن اصلي خبر
Body language
زبان بدن يا اشاره
Breaking news
خبر فوري
Brevity
ايجاز يا خلاصه نويسي در خبر (از اصول خبرنويسي)
Broadcasting
پخش راديوي يا تلويزيوني
Broadsheet
روزنامه هاي استاندارد كه در هر صفحه هشت ستون دارند. اين روزنامه ها از اعتبار بيشتري نسبت به تبلويدها برخوردارند، مانند گاردين در انگلستان.
Byline
نام نويسنده كه معمولا در ابتداي مقاله و پيش از سرخط مي آيد.
C
Cable TV
تلويزيون كابلي: تلويزيوني كه بايد براي تماشاي آن پول پرداخت و مشترك شد.
Campaign
كارزار تبليغاتي
Caption or cutline
شرح عكس: متن مختصري كه در زير عكس آمده و تكميل كننده پيام عكس است.
Censor
سانسور، مميزي
Chronological style
(در خبرنويسي) سبك تاريخي: رخدادها به ترتيب زمان وقوع گزارش مي شوند.
Circulation
شمارگان يا تيراژ
Circulation area
حوزه يا منطقه پخش نشريه
Clarity
وضوح خبر (از اصول خبرنويسي)
Climax
نقطه اوج داستان يا خبر كه مخاطب را به اوج احساسات مي رساند.
Closed questions
پرسش هايي كه پاسخ آنها بله يا خير است
Close-lipped source
منبعي كه به سختي مي توان از وي اطلاعات گرفت، مانند شخصيت هاي نظامي يا سياسي.
Clutter lead
ليد گيج كننده: ليدي كه در آن عناصر خبري فراواني به كار رود.
Coherence
انسجام خبر (از اصول خبرنويسي)
Column
ستون در روزنامه
Columnist
ستون نويس: ستون نويس معمولا مقاله هايي به صورت منظم در يك ستون خاص مي نويسد.
Comic paper
نشريه طنز
Comment
نظر يا تفسير: مقاله اي است كه به تفسير رخدادي مي پردازد كه به تازگي به وقوع پيوسته است.
Commentator
مفسر، تفسيرنويس
Commercial break
زمان پخش آگهي در ميان برنامه هاي تلويزيوني
Commercials
آگهي هاي بازرگاني
Communication
ارتباط، ارتباطات
Communications
ابزارها و رسانه هاي ارتباطي
Conclusion
نتيجه
Consumer
مشتري يا همان مخاطب
Copy approval
وقتي مصاحبه شونده درخواست مي كند قبل از انتشار مصاحبه، متن مصاحبه خود را ببيند و تاييد كند.
Coverage
پوشش خبري
Coverage area
محيط جغرافيايي كه تحت پوشش يك رسانه خبري است.
Creative
خلاق
Credit
اعتبار
Critic
منتقد
Crosshead
عبارت يا جمله اي كه بين متن هاي طولاني گرفته شده و داخل يك كادر ظاهر مي شود و از خود متن گرفته مي شود.
Cub reporter
گزارشگر تازه كار
Current
جاري، اكنون
Cutting
بريده جرايد
Cyber journalism
روزنامه نگاري در اينترنت
D
Daily
روزنامه اي كه هر روز منتشر مي شود.
Date
داده، داده ها، اطلاعات
Data gathering
گردآوري داده ها
Data processing
پردازش داده ها
Deadline
مهلتي كه به خبرنگار داده مي شود تا گزارش يا مقاله خود را به حروف چيني تحويل دهد.
Deck
سرخط دوم، زير تيتر: اين بخش مكمل سرخط است.
Details
جزييات
Desk
(در روزنامه) سرويس خبري مانند سرويس اقتصادي
Diffusion of information
اشاعه يا نشر اطلاعات
Direct quotation
نقل قول مستقيم از يك منبع كه بايد در«گيومه» يا "علامت نقل قول" نوشته شود.
Documentary
فيلم مستند
Dope
خبر محرمانه، خبر سري
Double-barreled questions
پرسش هاي دو پهلو: پرسش هايي كه دو يا چند پاسخ مي طلبد.
Download
انتقال يك فايل از روي اينترنت بر روي كامپيو تر شخصي
Draft
پيش نويس
Dramatic
دراماتيك، شاعرانه، پراحساس
E
Eavesdropping
خبرگيري پنهاني، استراق سمع
Editing
ويراستاري اخبار: اصلاح و نهايي كردن خبر پيش از چاپ يا پخش
ويراستاري تصوير: اصلاح و نهايي كردن تصوير پيش از پخش
(News) Editor
دبير خبر، مانند دبير سياسي، اقتصادي، ورزشي و ...
Editorial
سرمقاله: مطلبي كه معمولا در صفحه اول روزنامه، درباره موضوعي شناخته شده، و به قلم سردبير يا يكي از اعضاي تحريريه به چاپ مي رسد. سرمقاله بازتاب ديدگاه روزنامه است و بدون نام نويسنده منتشر مي شود. اگر نام نويسنده ذكر شود، ديگر آن نوشته سرمقاله محسوب نمي شود بلكه ديدگاه نويسنده ي آن به شمار مي آيد.
Editorial campaign
مبارزه مطبوعاتي
Editorial policy
سياست تحريريه
Editorial space
فضاي مطالب خبري (در مقايسه با فضايي كه به آگهي ها اختصاص داده مي شود.
Editor-in-chief
سردبير
Effective communication
ارتباط موثر
Electronic newspaper
روزنامه الكترونيكي كه از طريق اينترنت قابل دريافت است.
Elements of news
عناصر خبر
End sign
علامت پايان خبر (#)
End note
زيرنويس، پانوشت
Entertainment
سرگرمي، تفريح
Ethics of journalism
اخلاق روزنامه نگاري
Ethnic media
رسانه هاي قومي: رسانه هايي كه مضمون و زبان آنها ويژه قومي خاصي است.
Ethnic press
مطبوعات قومي: مطبوعاتي كه براي قومي خاص و به زبان آن قوم منتشر مي شوند.
Event
رخداد خبري، مانند انفجار يك بمب در بغداد
Executive editor
سردبير اجرايي كه از نظر سازماني از سردبير پايين تر است.
Exclusive
(گزارش، مصاحبه، يا تصوير) اختصاصي
F
Face to face interview
مصاحبه رو در رو كه موثرترين نوع مصاحبه به شمار مي آيد.
Factual errors
اشتباه هايي كه به درستي يا نادرستي "اطلاعات" درون خبر باز مي گردد.
Fairness
انصاف (از اصول روزنامه نگاري)
FAQ (frequently asked questions)
پرسش هاي معمول
Feature article
مقاله بلند و عميق كه معمولا پس ازانجام پژوهش و مصاحبه نوشته مي شود.
Field
حوزه يا زمينه فعاليت خبري (سياسي، اقتصادي، ...)
Field research
پژوهش ميداني
First Amendment
متمم اول قانون اساسي آمريكا كه بر اساس آن كنگره آمريكا از وضع هر قانوني عليه آزادي بيان بازداشته شده است.
Five W’s and H
پرسش هاي كليدي كه بايد در يك خبر پاسخ داده شوند: چه كسي، چه چيزي، كجا، چه وقت، چرا و چطور.
Who, What, Where, When, Why, How
Follow-up
ادامه يا تكميل خبري كه قبلا منتشر شده است.
Free sheet
نشريه رايگان: درآمد نشريه رايگان از آگهي هاست.
Freedom of expression
آزادي بيان
Freedom of information
(قانون) آزادي اطلاعات: بر اساس قانون آزادي اطلاعات در آمريكا، رسانه ها اجازه دسترسي به پرونده هاي دولتي فدرال را دارند.
Free flow of information
جريان آزاد اطلاعات
Freelancer
روزنام نگار آزاد: روزنامه نگاري كه كارمند ثابت هيچ رسانه اي نيست اما به رسانه هاي مختلف، خبر، گزارش، مصاحبه و مقاله مي فروشد.
Free press
مطبوعات آزاد
Funnel interview
مصاحبه قيفي كه با پرسش هاي آسان آغاز شده و با پرسش هاي دشوار به پايان مي رسد. اين نوع مصاحبه مناسب هنرمندان و افرادي است كه كمتر مصاحبه مي كنند.
G
Gatekeeping
دروازه باني خبر يا همان فرايند گزينش خبر از ميان توده اي از اخبار: تصميمي كه روزنامه نگاران براي چاپ يا پخش مطلبي اتخاذ مي كنند. از آنجا كه رسانه ها به لحاظ فضا و زمان با محدوديت روبرو هستند، روزنامه نگاران ناچارند برخي اخبار را بر برخي ديگر ترجيح داده و مطالب ديگر را حذف كنند. مادامي كه اين گزينش بر مبناي ارزش خبري مطالب انجام شود كاري درست و حرفه اي است.
Global village
دهكده جهاني: جهاني كه به دليل حضور گسترده و عميق رسانه ها تبديل به دهكده اي مجازي شده كه در آن انسانها مانند يك دهكده به آساني از حال يكديگر با خبر مي شوند.
Global pillage
چپاول جهاني: اصطلاحي است كه منتقدان عبارت "دهكده جهاني" به كار مي برند.
Globalization
جهاني سازي
Gloss = suspense
تعليق: ايجاد حالتي در ذهن مخاطب تا به ادامه خواندن يا شنيدن مطلب ترقيب شود.
Gossip column
ستون شايعه در روزنامه
Government censorship
سانسور دولتي: اعمال قدرت دولت ها براي سانسور رسانه هاي خبري
Guideline
رهنمود
H
Hard copy
نسخه چاپي يك روزنامه يا مجله
Hard news
سخت خبر: خبرهاي جدي ومهم كه بايد هر چه سريع تر مخابره شوند.
Headline
سرخط يا تيتر خبر
Headline writer
تيترزن حرفه اي: كسي كه كارش نوشتن سرخط است
Hit
تعداد بازديد كاربران از يك وب سايت يا هر صفحه از يك وب سايت
Homepage
صفحه اول وب سايت
Holding power
قدرت جذب مخاطب در زمان پخش
Hook
قلاب: تيتر يا ليد جذاب كه مانند قلاب مخاطب را گير مي اندازد.
Host
ميزبان
Hourglass style
سبك ساعت شني در خبرنويسي: اين سبك آميخته اي است از خبر نويسي به سبك هرم وارونه (شامل چند بند در ابتداي خبر كه به نكات مهم اشاره مي كنند) و خبرنويسي به سبك روايتي يا تاريخي (كه در ادامه مي آيد). اين دو بخش با يك جمله يا بند به يكديگر وصل مي شوند به طوري كه انسجام متن از بين نرود.
Human interest
اخبار مورد علاقه عامه مردم (از ارزش هاي خبري).
Hyperlink
واژه يا عبارتي كه بر روي يك صفحه ي وب قرار دارد و با كليك روي آن به صفحه اي ديگر راه پيدا مي كنيد.
Hypertext
متني كه با كليك روي آن به مطلبي ديگر راه پيدا مي كنيد.
I
Idea
ايده اي كه مي تواند موضوع يك گزارش يا مقاله باشد.
Impact
در برگيري (از ارزش هاي خبري): تعداد افرادي كه از يك خبر تاثير مي پذيرند. هرچه يك خبر بر زندگي افراد بيشتري تاثير گذارد از ارزش خبري آن بيشتر برخوردار است.
In-depth reporting
گزارش گري ژرف: پوشش رويدادها با جزييات كامل
Influence
نفوذ رسانه ها بين مخاطبان
Inform
خبر دادن، اطلاع دادن
Information
اطلاعات
Intelligence
اطلاعات
Interaction
تعامل، ارتباط متقابل بين دو يا چند چيز. رسانه اي كه تعامل بيشتري با مخاطب خود دارد، با استفاده از فن آوري و تكنيك هايي توانسته پيام مخاطب را نيز دريافت نمايد. به عبارت ساده تر، آن رسانه علاوه بر فرستنده پيام، گيرنده آن نيز هست. اين پيام ممكن است نظر مخاطب در مورد يك برنامه و يا درخواست خدماتي به دلخواه وي باشد.
Internet
اينترنت (شبكه جهاني)
Intranet
شبكه كامپيوتري داخل يك سازمان يا شركت
Interpersonal communication
ارتباطات بين فردي: مطالعه ارتباطات بين افراد
International communication
ارتباطات بين الملل: مطالعه امور بين الملل در ارتباط با وسايل ارتباطي
Interpretation
تفسير، ستون تفسير در روزنامه
Interpretive journalism
روزنامه نگاري تفسيري: نوعي از روزنامه نگاري كه علاوه بر پوشش خبري به تفسير و تحليل خبر نيز مي پردازد.
Interview
مصاحبه، مصاحبه كردن
Interviewee
مصاحبه شونده
Interviewer
مصاحبه كننده
Intro = lead
leadمراجعه شود به
Invasion of privacy
تجاوز به حريم خصوصي افراد از طريق درج خبر و نظر
Inverted funnel interview
مصاحبه به روش قيف وارونه: در اين نوع مصاحبه ابتدا پرسش هاي دشوار و در انتها پرسش هاي آآسان و خودماني تر مطرح مي شوند. اين روش بيشتر براي انجام مصاحبه با افرادي است كه آمادگي زيادي براي مصاحبه دارند مانند سياست مداران.
Inverted pyramid style
سبك هرم وارونه در خبرنويسي: در اين سبك مطالب پراهميت در ابتدا مي آيند و هرچه به انتهاي خبر نزديك مي شويم از اهميت مطالب كاسته مي شود. مهم ترين بخش در سبك هرم وارونه ليد يا همان بند اول خبر است.
Investigative journalism
روزنامه نگاري پژوهشي: نوعي از روزنامه نگاري است كه در آن روزنامه نگار به پژوهشي نسبتا گسترده در مورد موضوعي سياسي، اجتماعي يا اقتصادي دست مي زند و جزيياتي را فاش مي كند كه صاحبان قدرت سعي مي كنند آن را پنهان كنند.
Issue
شماره هر نشريه
IT: Information Technology = ICT: Information & Communication Technology
فناوري اطلاعات = فناوري اطلاعات و ارتباطات
J
Jargon
زبان صنفي: زبان رايج بين گروهي از مردم كه از نظر فرهنگي و غيره هويت يكسان دارند.
Jazz journalism
روزنامه نگاري جنجالي
Journal
نشريه، ژورنال
Journalist
روزنامه نگار
Journalism
روزنامه نگاري. كسي كه حرفه اصلي او نوشتن و توليد خبر يا گزارش در يك رسانه خبري است.
K
Kicker
روتيتر: عبارت يا جمله ي كه به عنوان مكمل در بالاي سرخط (تيتر) ظاهر مي شود.
kill
حذف: زدن يك بخش يا كل مطلب
Kiss and Tell
ببوس و بگو: مخفف عبارت "كوتاه و ساده بنويس" در روزنامه نگاري.
L
Layout
شكل ظاهري يك صفحه روزنامه يا وب: طرز چيدن خبرها و عكس ها دريك صفحه
Lead
بند اول خبر در سبك هرم وارونه كه به صورت بسيار مختصر، مهم ترين نكته هاي خبر را به اطلاع مخاطب مي رساند.
Leader
نوشته اي كه فكر يا پيام اصلي روزنامه را ارايه مي دهد.
Leading question
پرسشي كه مصاحبه شونده را راهنمايي مي كند تا پاسخي مطابق انتظار روزنامه نگار ارايه دهد. روزنامه نگاران بايد از اين گونه پرسش ها دوري كنند.
License holder
صاحب امتياز نشريه
Listening area
حوزه پخش: حوزه اي كه پيام هاي هر ايستگاه راديويي در آن شنيده مي شود.
Live coverage
پخش زنده، پخش مستقيم
Local newspaper
روزنامه محلي
Local broadcasting
پخش محلي: پخش برنامه تلويزيوني براي منطقه اي از كشور
Logo
آرم روزنامه
M
Magazine
مجله
Managing editor
مدير مسؤل يك رسانه خبري
Mass media
رسانه هاي جمعي مانند راديو و تلويزيون
Media
رسانه ها
Media languages
زبان هاي رسانه اي از قبيل سمبل ها و ساختارهاي نوشتن
Media literacy
سواد رسانه اي: آگاهي از پيام هاي پنهان رسانه ها و تكنيك هايي كه در رسانه ها به منظور تاثيرگذاري بر مخاطب به كار گرفته مي شود.
Media use
استفاده رسانه اي يا طرز استفاده مردم از رسانه ها
Media war
جنگ رسانه اي
Medium
رسانه
Message
پيام
Misleading questions
پرسش هاي انحرافي
Monitoring
زيرنظر گرفتن (اخبار خبرگزاري ها يا شبكه هاي خبري)
Monthly
ماه نامه
Multi-media
رسانه هاي چند وجهي كه در آنها اطلاعات به طرق مختلف منتشر مي شود مثلا به شكل تصوير، صدا، متن و ...
N
Narrative style
سبك روايتي يا تاريخي: سبكي كه رخدادها به ترتيب زمان وقوع روايت مي شوند.
National newspaper
روزنامه ملي كه در سراسر كشور پخش مي شود.
National broadcasting
پخش سراسري
Navigation bar
ستوني كه به صورت افقي يا عمودي بر روي صفحه يك وب سايت ظاهر مي شود تا به كاربر كمك كند مطللب مورد نياز خود را به راحتي در آن سايت پيدا نمايد.
News
اخبار
News agency
خبرگزاري يا آژانس خبري مانند خبرگزاري رويترز و اسوشيتدپرس. خبرگزاري ها يكي از مهم ترين منابع تغذيه خبري ديگر رسانه هاي خبري مانند تلويزيون، راديو و روزنامه هستند.
News in brief
اخبار كوتاه
News features
مقاله هايي كه به يك موضوع روز مي پردازند و طولاني تر و عميق تر از سرمقاله يا ديگر مقالات هستند.
Newsletter
خبرنامه
Newsroom
اتاق خبر:سالني در يك رسانه خبري بزرگ مانند تلويزيون كه روزنامه نگاران در آنجا نشسته و كار مي كنند.
Newsgathering
جمع آوري اخبار
News value
ارزش خبري
Newspaper
روزنامه
Newsworthy
داراي ارزش خبري، جالب
Novelty
عجيب و غريب (از ارزش هاي خبري). هر چه خبر غير معمول تر و براي مخاطب عجيب تر باشد، از ارزش خبري بيشتري برخوردار است.
O
Objective
عيني، قابل لمس و اثبات
Observe
مشاهده كردن
Off the record: Information that must not be disclosed.
اطلاعاتي كه خبرنگار از منبعي (فردي) دريافت مي كند اما نبايد آن را فاش كند چرا كه آن منبع اين اجازه را به وي نداده است.
Ongoing event
رخدادي كه هنوز به پايان نرسيده و همچنان ادامه دارد.
Offline
زماني كه ارتباط يك كامپيوتر شخصي با شبكه اينترنت يا اينترانت قطع باشد.
Online
زماني كه ارتباط يك كامپيوترشخصي با شبكه اينترنت يا اينترانت وصل باشد.
On the record
اطلاعاتي كه از منبعي (فردي) گرفته شده و مي توان آن را در مقاله اي به كار برد. يعني آن منبع اجازه كار كردن آن اطلاعات را به خبرنگار داده است.
Oral communication
ارتباطات شفاهي
Open-ended questions
پرسش هاي كه پاسخ هاي تشريحي مي طلبد.
Opinion
مقاله اي كه توسط يكي از كارمندان روزنامه نوشته شده و به موضوعي مي پردازد كه موضوع روز است. اين مقاله همراه با اسم نويسنده آن مي تواند جايگزين سرمقاله شود. در چنين حالتي، آن مقاله سرمقاله محسوب نمي شود اما به دليل آن كه جاي سرمقاله نشسته است ديدگاه آن به ديدگاه روزنامه نزديك است.
Original text
متن اوليه كه هنوز تغييري در آن داده نشده است.
P
Pay-per-view
برنامه تلويزيوني كه بيننده بايد بابت تماشاي آن پول بپردازد.
Pay TV
تلويزيوني كه براي ديدن برنامه هاي آن بايد آبونمان آن شد.
Paper
روزنامه
Perform
اجرا كردن برنامه در راديو و تلويزيون
Performer
مجري
Periodical
نشريه ادواري، گاه نامه
Personal column
ستون ديدگاه شخصي (در يك روزنامه )
Photo journalist
عكاس خبرنگار
Photographer
عكاس
Piece (of news)
خبر
Pilot
نمونه ي آزمايشي يك برنامه يا سريال
Post
مطلبي كه توسط بلاگر روي وب لاگ فرستاده مي شود.
Press
مطبوعات
Pre-writing
پيش نويس
Print media
رسانه هاي چاپي يا نوشتاري مانند روزنامه و مجله
Privacy
حريم خصوصي مخاطب
Professional journalist
روزنامه نگار حرفه اي
Prominence
برجستگي يا شهرت (از ارزش هاي خبري). هر چه فرد يا موضوع مورد بحث در خبر براي مخاطب مهم تر باشد، ارزش آن خبر براي مخاطب بيشتر است.
Proof
نسخه اي از صفحه روزنامه كه آماده تصحيح است.
Proof reader
كسي كه مسئول خواندن و تصحيح مطالب يك روزنامه پيش از چاپ است.
Proximity
مجاورت يا نزديكي يك رخداد به مخاطبان (از ارزش هاي خبري). هر چه مخاطبان به محل رخداد خبر نزديك تر باشند ارزش آن خبر بيشتر است.
Publish
توليد و نشركردن
Q
Qualitative analysis
تحليل كيفي
Quantitative analysis
تحليل كمي
Quarterly
فصل نامه
Questionnaire
پرسش نامه
Quote, quotation
نقل قول از يك منبع يا مصاحبه شونده در خبر، گزارش و مقاله
R
Readership
خوانندگان يا مخاطبان
Readers per copy
ميانگين تعداد خوانندگان هر روزنامه
Redundant
زياده گويي
Regional newspaper
روزنامه ناحيه اي يا منطقه اي
Reference
مرجع، مورد استناد
Release
منتشر كردن يك نشريه يا خبرنامه
Relevance
ارتباط خبر با زندگي مخاطب (از ارزش هاي خبري). هر چه خبر ارتباط بيشتري با زندگي مخاطب داشته باشد از ارزش بالاتري برخوردار است.
Reporter
خبرنگار، گزارشگر
Research
پژوهش
Revise
دوباره خواندن يك مطلب به منظور تصحيح و كم و زياد كردن مطالب آن.
Run
پخش برنامه تلويزيوني
Rural press
مطبوعات روستايي
S
Satellite TV
تلويزيوني كه از طريق ماهواره قابل دريافت است.
Scoop
خبر تازه و اختصاصي: خبري كه يك رسانه خبري به ويژه يك خبرگزاري به صورت اختصاصي و قبل از ديگر رسانه ها منتشر مي كند. اين كار براي رسانه هاي خبري امتياز به شمار مي آيد كه خبري را پيش از آگاهي رقباي خود
منتشر كنند.
Script
متن
Secondary audience
مخاطب ثانويه: افرادي كه نشريه را نمي خرند اما آن را مي خوانند.
Sign language
زبان نشانه
Soft copy
نسخه ديجيتال يك روزنامه يا مجله
Soft news
نرم خبر: خبري عامه پسند با موضوعي اجتماعي كه كمتر از سخت خبر به زمان وابسته است.
Source
منبع: فردي كه به روزنامه نگار اطلاعات مهمي در مورد يك رويداد مي دهد.
Story
نوشته، داستان خبري
Streaming
تماشا يا گوش كردن تصوير و صدا از روي اينترنت بدون ضبط آنها.
Subjective
ذهني، از روي ذهن
Surfing
گشت و گذار در اينترنت
Style guide
دفترچه اي كه داخل يك سازمان خبري چاپ مي شود تا قوانين و سبك و سياق كار را آموزش دهد. هر رسانه خبري دفترچه راهنماي مخصوص خود دارد.
Sub-editor
كمك ويراستار: كه قبل از ويراستار گزارش خبرنگار را خوانده و تصحيح مي كند.
Subhead
سرخط كوچك تري كه زير سرخط اصلي قرار مي گيرد.
Scrum
ازدحام خبرنگاران دور فردي مهم كه در حال ارايه اطلاعاتي در مورد يك رويداد است. در اين وضعيت هر خبرنگاري سعي مي كند پرسشي را مطرح كند كه به پيشرفت داستاني كه خود مي نويسد كمك كند. معمولا در چنين وضعيتي خبرنگاران اطلاعات بيشتري جمع آوري مي كنند تا در يك كنفرانس خبري.
T
Tabloid
روزنامه اي كه اندازه آن دو-سوم روزنامه استاندارد است و معمولا در هر صفحه پنج يا شش ستون دارند.
Task
كاري كه سربير به خبرنگار محول مي كند.
Telecommunications
مخابرات
Telephone interview
مصاحبه تلفني
Timeliness
تازگي خبر (از ارزش هاي خبري)
Topic
موضوع يك مقاله
Traffic
ميزان بازديد از يك وب سايت
TV Program
برنامه تلويزيوني
U
Unbiased
بدون جانب داري
Upload
فرستادن يك فايل از روي كامپيوتر شخصي روي شبكه اينترنت
Up to date
به روز
Up to the minute
لحظه به لحظه
Urban press
مطبوعات شهري
Urgent
اضطراري، فوري
Usefulness
سودمندي (از ارزش هاي خبري). هر چه خبري براي زندگي شخصي مخاطبان سودمند تر باشد ارزش خبري آن بالاتراست.
V
Verbal
كلامي
Verbal communication
ارتباط كلامي
Viewer
بييننده تلويزيون
Virtual
مجازي، غير واقعي
W
Weekly
هفته نامه
Wire
خدمات نوشتاري يك خبرگزاري كه براي استفاده از آنها روزنامه ها و شبكه هاي خبري بايد آبونمان شوند. اين خدمات شامل خبرهايي است كه خبرنگاران يك خبرگزاري از سراسر جهان مخابره مي كنند. اين اخبار به صورت لحظه به لحظه به مشتريان هر خبرگزاري، به طور 24 ساعته، فرستاده مي شود.
Workshop
كارگاه آموزشي: برنامه هاي آموزشي كوتاه مدت كه در يك مرحله به اتمام مي رسد.
Y
Yearbook
كتاب سال، سال نامه
Yellow press or yellow journalism
مطبوعات زرد كه به خبرهاي عامه پسند و جنجالي مي پردازند.